Skip to content


اساتید هیچگاه دانشجو نبوده اند؟ (اساتید مادرزادی)

هرگاه در مراحل اشتقاق همواره سمت راست ترین … اشتقاق را … می نامند.

درخت پارس تری یا درخت تجزیه !؟!!؟!

اشتقاق چپ؟ LL؟ RL؟!؟

استاد با مو و ریش بلند که خیلی هم مرتب نیست دور خودش دور می زند و با لحنی سرشار از بی علاقگی به تدریس و تنفر از یک سری بچه دبیرستانی که حالا به هر دلیلی پاشان به دانشگاه باز شده، به زور با ماژیکی کم رنک چند خطی بر روی تخته می کشد.

من و کنارم چهل نفر دانشجوی دیگر که همچین دل خوشی هم از این نوع طرز فکر استاد ندارند.

افکار مشوش ذهنم را می پیماید، مثل بادی که کویر را و آبی که جوی های سیمانی بی تپش را.

اگر جای استاد یک سکّو بالاتر از دیگران نبود…!

اگر من آن طرف اسیتاده بودم و او در انتهای کلاس، روی صندلی های جدید فایبرگلاس نشسته بود چه طور فکر میکرد؟

اگر مدرک تحصیلی تنها ملاک فهم و دانش افراد نبود…!

و اگر حسین دست من را اینقدر تکان نمیداد و زانیار رشته ی افکارم را پی در پی پاره نمیکرد و مجال میافتم بیش از این روده درازی کنم…

و هزاران اگر دیگر…!

نقطه.

ارسال شده در: دانشگاه. برچسب ها: , , , , , , , , .

7 نظر

از ادامه ي بحث مطلع شويد و خوراک RSS نظرات را دنبال کنيد.

  1. Forugh گفت

    to ham kam kam dari shabihe ostad
    mishiha!!!

    2 noghte D
    wink

  2. salvatore گفت

    آخه یکی راجع به استاد بنویسه که ریاضی یکش رو تو … چی بگم آخه؟ تو همش ۲ بار اومدی سر اون کلاس که بهترین مدرس که بعد از ۲ سال ما تو این دانشگاه دیدیم رو میبری زیر قلمت؟
    به جا اینکارا بشین یه نقدی به حاج اصغر آقا بنویس!

  3. شهریار گفت

    @salvatore:
    1-سلام
    ۲-من کسی رو زیر قلم نبردم. (عبارت زیر قلم به دلیل هم وزنی با کلماتی مثل زیر سوال و کلمات مشابه و همچنین به کار گرفته شدن در جمله ی بالا نوعی به باد انتقاد گرفتن یا همان زیر سوال بردن و قضاوت کردن به نظر می رسد، که اصلا مقصود این نوشته نبوده است. این نوشته با نوع شروع شدن نشان میدهد که نوعی برداشت شخصی از یک کلاس است.)
    ۳-راجع به یکی از بهترین اساتید دانشگاه صحبت کردم، نه به عنوان اینکه نحوه ی تدریس خوب است یا بد، و یا اینکه بخواهم به مقام شامخ استاد خللی وارد بیاورم که اساساً در چنین مقامی نیستم.
    ۴-از حرف های همان دو جلسه ی استاد و صراحتاً جلسه ای که درباره آن نوشتم برداشت کردم. پس به نظرم عدم حضور در کلاس موجب تضییع حقم در اظهار نظر درباره ی استاد نمی شود.
    ۵-در ادامه ی بند بالا حس میکنم گذراندن یا نگذراندن یک درس نیز باعث نمی شود که نظرات شخصی فردی درباره استاد، یاوه گویی برداشت شود.
    ۶-باز هم اضافه می کنم من نقدی از استاد ننوشتم که بخواهم درباره کس دیگری آن را تکرار کنم. نقد ها را برای آقای فردوسی پور نگه می دارم.
    ۷-این حاج اصغر آقا هم یا استاد من نیست، یا او را با نام کوچک نمی شناسم. اگر باشد و بشناسم و ذهنم یاری کند و موضوعی برای زیاده گویی بیابم، از نوشتن درباره کسی دریغ نمیکنم.
    ۸-اگر این نظر بالا باعث هیچ چیز نشده باشد، اَقَل خاصه اش این بود که نوشته ام را دوباره به چالش کشیدم و به بوته ی آزمایش نهادم.
    ۹-به قول صنم “آدم بعضی وقت ها دلش می خواد تو وبلاگش مزخرف بنویسه و یا کاملا شخصی بنویسه و اون نوشته ارزش نظر خوردن نداره و یا آدم خجالت میکشه در مورد اون موضوع نظر بشنوه”. اعتراف میکنم که در این ارسال نکته ی کارشناسانه ی قدیمی تر ها را نشنیده گرفتم و این هم نتیجه.
    ۱۰- ;-) اگر رسمی نوشتم، تقصیر نرگس ه که کتاب فیه ما فیه میده دست آدم های بی جنبه.

  4. نیوشا گفت

    عجـــــــــــــب!!!!!!!

  5. Forugh گفت

    rasti shenidam peyman migoft ostad be baxe karaj gofte ke bachehaye tehran jonoob akhare term sareshoon be tirahan mikhore!! :) )
    ajab ostade khojaste deliye!!
    gamoonam az az sarneveshte asatide amar dar goroohe IT bikhabare
    man ke 2 hafte E hast sare class naoumadam
    jaye man feyz bebar
    (wink

  6. @فروغ:
    سرنوشت اساتید آمار که مهم نیست، زین پس سرنوشت اساتید طراحی الگوریتم مثال زدنی تر می شه. ;-) البته شاید هم اینبار سرنوشت دانشجویان آی تی سر زبونا بیفته. استاد پشتش گرمه…!

  7. اندیشکده اینترنتی گفت

    “با سلام. ممنون از مطالب مفیدتان…….امیدواریم از سایت ما هم که در زمینه آموزش و نرم افزارهای تحت وب آموزشی فعالیت می کند بازدید نمایید.

می توانید از برخی قابلیت های HTML استفاده کنید

(الزامی)

(الزامی، در وبلاگ نمایش داده نخواهد شد)

یا پاسخ به این پست به وسیله ی trackback.